خرید بک لینک
نمیدانم سوزاندمت

یا سوختنت نزدیک است

امــــــا

امشب خطاهایم را هیزم کرده ام...

adventure-camp-explore-fire-favim.com-4992980.jpeg


برچسبها: سوختنت, خطاهایم, تنهایی

[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 18:46 ] [ ✿alonegirl✿ ] [ ]

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:45

♂ دوست دارم

♀...دوسش دارم

♂...دیوونتم زندیگیمی بفهم

♀منم همین حسو نسبت به اون دارم لعنتی

برو فقط برو...

500x222_1415219254929048.gif


برچسبها: دوسش دارم, تنهایی

[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 19:12 ] [ ✿alonegirl✿ ] [ ]

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:45

تو با قلب ویرانه ی من چه کردیببین عشق دیوانه ی من چه کردیدر ابریشم عادت آسوده بودمتو با بالِ پروانه ی من چه کردیننوشیده از جام چشم تو مستمخمار است میخانه ی من، چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتو با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده با خانه ی من چه کردی؟جهان من از گریه است

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:45

به بعضیا باس گفت:

بیمــــــــــــــار اون

سکـــــــوتتم...

دمت گــــــــــــــــرم...

بیشتر خفــــــــــه شو...

aesthetic-asian-dark-emo-favim.com-5183922.jpeg


برچسبها: سکوت, خفه شو, تنهایی

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:45

روزای سختم که تموم بشه

میرم میزنم رو شونه خدا

میگم تحمل رو حال کردی مشتی

همش گذشت . . .1111-beach-brunette-cardigan-favim.com-5178473.jpeg


برچسبها: روزای سخت, خدا, تحمل, گذشت, تنهایی

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 19:25 ] [ ✿alonegirl✿ ] [ ]

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:45

من عوض نشدم

فقط خودمو پیدا کردم... :)

elsa-jelsa-mode-elsa-elsa-in-high-school-favim.com-4643743.jpeg

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:45

♂گفتم دستتو بزار رو قرآن

بگو تا همیشه با منی

دستشو گذاشت رو قرآن

با گریه گفت

♀به قرآن عاشق یکی دیگم . . .

ب سلامتی صداقتش . . .


برچسبها: یکی دیگه, قسم, گریه, عاشقی, تنهایی

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:45

حال ما را کسی نمیفهمد

سال ها سوختیم و

دود نداشت . . .

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:45

من از بچگی فوبیایِ از دستدادن داشتم...هفتسالم که بود مامانم برام یه کیفِ صورتی خرید عاشقش بودم،اولین شبی که داشتمش تا صبح خواب نیومد به چشمام،هی در کمد رو باز میکردم و نگاه میکردم که سر جاش باشه.بعداً انگار قوی تر شد این فوبیا؛شبا که همه خواب بودن، مینشستم بالای سرِ مامان بابا و زل میزدم به قفسه

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:45

صفحه بندی